|
سیمرغ
|
|
زندگی سمت غریبی است بیا برگردیم!!!!
+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و نهم شهریور 1386ساعت 9:44 توسط نا شناس |
+ نوشته شده در دوشنبه نوزدهم شهریور 1386ساعت 14:31 توسط نا شناس |
هر طلوعی یه غروبی داره ولی ای کاش غروب زندگانیمان مثل این غروب زیبا بود. + نوشته شده در یکشنبه هجدهم شهریور 1386ساعت 21:48 توسط نا شناس |
+ نوشته شده در شنبه هفدهم شهریور 1386ساعت 22:45 توسط نا شناس |
+ نوشته شده در شنبه هفدهم شهریور 1386ساعت 22:36 توسط نا شناس |
آیا اشعه جانبخش و دلفریب آفتاب را از پشت حاشیه زرین ابرهای شامگاهی دیده اید؟ + نوشته شده در شنبه هفدهم شهریور 1386ساعت 15:17 توسط نا شناس |
+ نوشته شده در شنبه هفدهم شهریور 1386ساعت 15:11 توسط نا شناس |
عشق ايستادن زير باران و خيس شدن با هم نيست. عشق آن است كه يكي چتر شود و ديگري هرگز نفهمد كه چرا خيس نشد. + نوشته شده در پنجشنبه پانزدهم شهریور 1386ساعت 20:22 توسط نا شناس | |
||||||||
|
|
|||||||