تبليغاتX
سیمرغ
سیمرغ
  • زندگی!!!!!( )

  • زندگی سمت غریبی است بیا برگردیم!!!!


    + نوشته شده در پنجشنبه بیست و نهم شهریور 1386ساعت 9:44 توسط نا شناس |
  • ما تيره ‏تر از تيره ‏تر از گندى مرداب( )

  •  

    از جنس خدا، جنس ملك جنس چه بودى

    از هر چه كه بودى ، ولى از خاك نبودى

    ما، در ته اين دره به اعماق سقوطيم

    تو ، تا همه عرش خدا ، رو به صعودى

    وقتى كه تو از مرگ، نه، مرگ از تو هراسيد

    وقتى ، به شهادت ، سر تعظيم نمودى

    آن روز خداوند براى تو فرستاد

    از سوى خودش، بَه، چه سلامى! چه درودى!

    ما تيره ‏تر از تيره ‏تر از گندى مرداب

    تو پاكتر از پاكتر از پاكى رودى

     

     

    + نوشته شده در دوشنبه نوزدهم شهریور 1386ساعت 14:31 توسط نا شناس |
  • غروب!!!( )

  • هر طلوعی یه غروبی داره ولی ای کاش غروب زندگانیمان مثل این غروب زیبا بود.


    + نوشته شده در یکشنبه هجدهم شهریور 1386ساعت 21:48 توسط نا شناس |
  • قطریی که سخنش سخن زیستنست.( )


  • + نوشته شده در شنبه هفدهم شهریور 1386ساعت 22:45 توسط نا شناس |
  • پیشکش یک دوست( )


  • + نوشته شده در شنبه هفدهم شهریور 1386ساعت 22:36 توسط نا شناس |
  • آفتاب عاشق!!!( )

  •  آیا اشعه جانبخش و دلفریب آفتاب را از پشت حاشیه زرین ابرهای شامگاهی دیده اید؟


    + نوشته شده در شنبه هفدهم شهریور 1386ساعت 15:17 توسط نا شناس |
  • جهان جهان زیبایی!( )


  • + نوشته شده در شنبه هفدهم شهریور 1386ساعت 15:11 توسط نا شناس |
  • عشق ؟؟؟( )

  •  

    عشق ايستادن زير باران و خيس شدن با هم نيست.

    عشق آن است كه يكي چتر شود و

    ديگري هرگز نفهمد كه چرا خيس نشد.


    + نوشته شده در پنجشنبه پانزدهم شهریور 1386ساعت 20:22 توسط نا شناس |
  • راز غروب( )

  •  
    + نوشته شده در پنجشنبه پانزدهم شهریور 1386ساعت 20:14 توسط نا شناس |
  • برای شروع شاید کلامی از ناپلئون ( )

  •  
    ناپلئون میگه :
     
                        حرفی رو بزن که بتونی بنویسی و
     
                        چیزی رو بنویس که بتونی پاش امضا کنی و
     
                        چیزی رو امضا کن که بتونی پاش واسی.
     
     
     

    + نوشته شده در پنجشنبه پانزدهم شهریور 1386ساعت 20:3 توسط نا شناس |
    مطالب پيشين